X
تبلیغات
مطالب و معنی کلمات حقوقی

مطالب و معنی کلمات حقوقی

به نام خداوندی که حق را بنا کرد

 ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.

می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است.

این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است.

در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.

بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/28ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

 

انواع شكنجه در ايران باستان:

 

1) دمار درآوردن:در پشت گردن سوراخي كرده و چنگك آهني را درون اين شكاف فرو كرده وآن گاه نخاع را به طرف بيرون مي كشيدند. در هر حال با اين كشش زجر فراواني بر متهم وارد مي شد و بعد از تحمل درد فراوان مي مرد.

 

2) پوست كندن:پوست متهم را مي كندند و آن را از كاه مي انباشتند و به دروازه ي شهر مي آويختند يا هديه مي فرستادند.

 

3) سر بريدن:يكي از متداولترين مجازات ها در قديم بود.

 

4) كشتن فرد و خوراندن گوشت او مقتول به نزديكانش.

 

5) كشتن در چاه پر از نيزه و شمشير.

 

6) شقه كردن با اره.

 

7) دونيم كردن شخص با كشش مثلا درخت.

 

8) شكنجه بوسيله ي موش هاي گرسنه:كه اين موش ها در مدت زمان طولاني بدن شخص را مي خوردند تا متهم بعد از تحمل رنج فراوان مي مرد.

فلز مذاب در گوش و دهان ريختن.

 

9) شكنجه در ديگ جوشان.

 

10) نه مرگ:كه اول انگشت هاي دست را بعد انگشت هاي پا را قطع مي كردند بعد دست تا مچ و پا تا زانو بهد گوش و بعد بيني را قطع مي كردند و بعد سر متهم را مي بريدند.

 

11) غرق كردن.

 

12) به زير پاي فيل انداختن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/28ساعت 9:0 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

اولین منشور حقوق بشر

۲۵ قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چيرگی داشت، بيانيه ای انسان مدارانه و متمدنانه بر کتيبه ای خطاب به مردم «چهار گوشه جهان» نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان می پرداخت؛ مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نيز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق او باور دارند.
اين بيانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغاي تبعيضات نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل سکونت، الغاي برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها تاکید کرده است. اين منشور، که از سوي مردمان ايران زمين و از زبان رهبر سياسی خود کورش بزرگ، پايه گذار اولين امپراتوری جهان به بشريت هديه شده، در سال ۱۹۷۱ از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اولين اعلاميه حقوق بشر جهان شناخته شد و، بدينسان، این افتخار به نام ايران، به عنوان مهد نخستين اعلاميه ی حقوق بشر، در تاريخ جهانی ثبت شد.
.
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. آن‌ها را از زیر یوغ اسارت خارج ساختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. … من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارد. خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم … من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند … من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 3:24 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

حق شفعه:

حق شفعه رو با زبان ساده براتون توضيح مي دم كه فكر مي كنم به دردتون مي خوره كه بدونين:

 

بين من و خانوم H مال مشاعي وجود داره.يعني من و اون به عنوان مثال داراي خانه اي هستيم كه مال

 

هردوي ماست و بين من و او تقسيم نشده است پس هرچه در اين خانه است مال هردوي ماست حال اگر خانوم

 

H با قيمت توافقي مال خود را به ديگري بفروشد و خود را از ملك مشاع خارج سازد من حق دارم كه مال را

 

از شخص ثالث بخرم هرچند كه او راضي به فروش نباشد البته خريدن مال از شخص ثالث به شرطي است كه

 

دقيقاً به همان مقدار پولي كه او به  خانوم H پرداخته است به او بپردازم.

 

در ماده ي 808 قانون مدني اين حق بيان شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 3:16 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

ازدواج با زن مطلقه :

در اینجا درباره ازدواج با زن طلاق گرفته (مطلقه ) مطالبی را به اطلاع خوانندگان عزیز می رسانیم.

بر خلاف باورهای نادرست عمومی همان طور که مرد پس از فوت همسرش یا جدایی زندگی مشترک حق دارد با دیگری ازدواج کند برابر شرع و قانون مدنی، زن نیز از چنین حقی برخوردار است ولی در عمل می بینیم که به واسطه وجود برخی سنت های غلط و یا برداشت های نادرست از قوانین شرعی زنان ایرانی از تشکیل مجدد خانواده پرهیز می کنند حال آنکه همانند مرد زن نیز، با رعایت شرایط خاص پس از فوت همسر یا طلاق حق دارد مجددا ازدواج کند.
اما برای ازدواج مجدد با زن مطلقه توجه به نکات زیر ضروری است:
زن مطلقه باید بعد از طلاق عده نگه داشته باشد یعنی مدتی را که قانون برای او مقرر کرده و تا پایان آن مدت نمی تواند شوهر دیگری اختیار کند.
عده طلاق 3طهر است مگر اینکه زن به اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است و اگر زن حامله باشد


این عده تا زمان وضع حمل است.
عده برای زنی که شوهر او فوت کرده است 4 ماه و 10 روز است مگر در صورت حاملگی زن که در این صورت عده تا موقع وضع حمل است البته به شرط آنکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از 4 ماه و 10 روز بیشتر باشد و الا مدت عده همان 4 ماه و 10 روز است.
زنی که بین او و شوهرش نزدیکی واقع نشده و نیز زن یائسه عده طلاق ندارد ولی عده وفات دارد یعنی در صورت فوت شوهر باید برابر بند بالا عده نگه داشته باشد.

پرسش: ممکن است زنی پس از صدور حکم طلاق و نگه داشتن عده با دیگری ازدواج کند اما پس از ازدواج بنا به دلایلی برای مثال نقض حکم طلاق از سوی دادگاه حکم طلاق او دچار اشکال شود حال این سئوال پیش می آید که رابطه او با همسر دوم چگونه خواهد بود؟
پاسخ: برای پاسخ به این پرسش فرض کنیم دادگاه با دادخواست زن حکم طلاق صادر می کند و این حکم به مرحله اجرا در می آید و پس از اتمام عده طلاق زن اقدام به ازدواج می کند و به دنبال آن به هر عنوان رای صادره در مورد طلاق نقض می شود در این حالت برابر شرع و قانون عقد نکاح دوم باطل است و در صورت نزدیکی بین زن و شوهر دوم حرمت ابدی به وجود می آید و در صورت عدم نزدیکی صرفا ازدواج آنان باطل خواهد شد ولی می توانند دوباره ازدواج کنند.
باید دانست که این حکم هم در موردی است که شوهر دوم با علم و اطلاع از نادرست بودن حکم طلاق با این زن ازدواج کرده باشد و یا اینکه بدون اطلاع از نادرست بودن حکم طلاق آن زن را به عقد خود در آورده باشد. البته اگر مرد با علم و اطلاع از نادرست بودن حکم طلاق با زن ازدواج کند علاوه بر بطلان عقد، آن زن بر او حرام دائمی است چه با او نزدیکی کرده باشد و چه نزدیکی نکرده باشد اما اگر به موضوع واقف نبوده و از روی جهل با او ازدواج کرده باشد در صورت عدم وقوع نزدیکی آن زن بر او حرام نخواهد بود.

پرسش: زن و شوهری که با طلاق از یکدیگر جدا شده اند آیا می توانند دوباره با هم ازدواج کنند؟
پاسخ: بله می توانند اما زنی که 3 مرتبه متوالی همسر یک نفر بوده و از او طلاق گرفته بر آن مرد حرام می شود مگر اینکه به عقد دائم و همسری مرد دیگری در آید و پس از وقوع نزدیکی با او به علت طلاق، یا فسخ یا فوت بین آنان جدایی حاصل شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

افتراء:

جرمي است که عناصر آن عبارت است از: الف-اسناد امري به کسي بر سبيل حکايت.بنابراي اگر کسي به قصد انشاءوهتک حرمت به کسي بگويد:اي دزد!مشمول افتراء نيست
ب-امري که اسناد داده مي شود جنايت يا جنحه باشد(ماده 269ق.ج.ا)
ج-اسناد بايد صريح ونسبت به يک يا چند نفر معين باشد ولي تصريح به اسم ضرورت ندارد
د-قصد اضرار به مجني عليه بنابرين صرف قصد در اسناد امر مذکور کافي نيست پس شکايت به حاکم مصداق افتراء نيست
ه-اسناد امور مذکور به يکي از طرق مذکور قانون باشد(م269ق.ج.ا) يعني به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله انتشار اعلان ويا به وسيله نطق در مجامع باشد
و-اسناد دهنده اگر صحت امور منتسبه را در دادگاه صلاحيتدار اثبات کند از مجازات معاف است بنابراين اثبات آن دردادگاه از عناصر جرم افتراءنيست بلکه از موجبات مغافيت از مجازات است(م270-271ق.م.ا)رک .توهين

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

حسین (ع)

دکتر علی شریعتی:حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادندوبزرگترین در د او را بی آبی معرفی کردند.

اربعین جگر گوشه ی زهرا را به همه وبلاگ نویسان تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/28ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

طرح مساله
در تاریخ21/3/1385آقای(الف) خریدار یک تخته قالی ،در قبال خرید نقدی قالی مزبور به مبلغ1000000تومان،مبادرت به تنظیم عمدی یک برگ چک به تاریخ مقدم بر 21/3/1385 وتسلیم آن به فروشنده قالی نموده ودر نتیجه موفق به تحویل فرش می گردد.
متعاقبا(ب)به بانک مراجعه می نماید ولی به علت اشکال در تاریخ چک (21/3/1384) وکسر موجودی فروشنده (ب)موفق به دریافت وجه چک نمی گردد.با توجه به واقعه مزبور،نوع جرم یا جرائم ارتکابی احتمالی خریدار(صاذر کننده چک)ومستندات قانونی مربوط در ارتباط با امور جزایی چیست؟

(لطفا در قسمت نظر بدهید پاسخ دهید)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط مجید  | 

حر:(فقه)کسی که مالک نفس خود می باشدهیچ کس نمی تواند از خود سلب حرمت کند...(م ۹۶۰ق.م)این اصطلاح در مقابل رق (به تشدید قاف)استعمال شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط مجید  | 

ظلمه:(به فتح اول ودوم وسوم)بر وزن طلبه:کسانیکه مقامی از مقامات عمومی را بدون رعایت موازین شرعی تصدی کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/23ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط مجید  |